وادی سکوت و فراموشی

دلتنگی برای سلام

نمیدونم چرا این روزا هی دلتنگ پدر و مادرم میشم. دلتنگ خانواده ای که شاید هرچند تند تند میبینمشون اما حس نگرانی و دلتنگیم براشون پایانی نداره. گاهی درست بعد خداحافظی باهاشون دلتنگ میشم. میخوام بگم سلام مامان/بابا من باز اومدم. همه ی اینا بهونه ست میخوام بگم دوستون دارم مامان و بابا

ســرم را نــه ظلــم مــی‌تــواند خــم کنــد،

نــه مــرگ،

نــه تــرس!

ســرم فقــط بــرای بــوسیــدن دســت‌هــای تــو

خــم مــی‌شــود . . .

«ناظم حکمت»