وادی سکوت و فراموشی

دلتنگی

پدربزرگ

چند وقتیه همه مون دلتنگشیم،همه ی نوه ها.انگار تازه یادمون افتاده که پدربزرگی هم داشتیم در حالیکه سالیان ساله از دست دادیمش.با این که موقع از دست دادنش هیچکدوممون سنی نداشتم اما دیوانه وار عاشقش بودیم و دوستش داشتیم.
این روزا خیلی دلتنگشم و به یاد آوردن خاطراتش باعث میشه بغض توو گلوم بترکه و یه دل سیر برای روزایی که نیست و یادش هست گریه کنم