چند روز پیش پیرمردی رو دیدم که دچار آلزایمر شده بود و همه چیزو خیلی زود فراموش میکرد. همون وقت بود که فک کردم اگه من جای پسر این پیرمرد بودم چطوری میتونستم با این وضعیت کنار بیام. یعنی هیچ …
شام هجران تو تشریف به هر جا ببرد/در پس و پیش،هزاران شب یلدا ببرد «وحشی بافقی» امسال هم شب یلدا از راه رسید و منو به رسیدن روزای خوش بهار و شنیدن دوباره صدای گنجشک ها امیدوار کرد. هر سال …