چقدر همه چی توو دنیا غم انگیز شده ؛ از زنگ صداهایمان بگیر تا رفتارها ، فیلم ها ، نوشته ها و حتی عطرهامان. خیلی سخته که میون این همه ناراحتی و ناخوشی و غم و غصه زندگی کنی و …
امروز وقتی توو شهر دنبال کارای خودم بودم نا خودآگاه از جلوی ساندویچ فروشی ای رد شدم که هزاران خاطره ی تلخ و شیرین توش داشتم و خیلی ساده فراموشش کرده بودم. روزایی که با یه جمع دوستانه می اومدیم …
امروز روز بسیار زیبایی بود.روزی که هم برف داشتم و هم باران. آفتاب داشتم و ابر. گرما داشتم و سوز. وقتی این همه زیبایی توو یه روز جمع میشه به اون روزم حسودیم میشه. دلم میخواد همیشه همچین روزی داشته …