در جستجوی زیباترین چشمها، به تو رسیدم یوسف باقریدر باب زندگی21 جولای 2020 سالهاست چشمانم را میبندم و فرشته بالا بلند تغزّلِ زندگی ام را تصور میکنم که با چشمان زیبای شرقی اش به من خندیده ست … کسی چه میداند شاید بعد از این همه سال بافتن خیال، شاعر ازلی ابدی چشمانت … ادامه مطلب
عصرت بخیر تاکسی خطی! یوسف باقریدر باب زندگی30 جولای 2018 راننده تاکسی : “میدونستین شمام تو ثواب همه مسافرایی که مجانی سوار میکنم شریکین؟” من (با لبخند) : “ما که … ادامه مطلب
آن دل سِتانم می رود یوسف باقریدر باب زندگی, در باب معاشران و هم نشینان11 ژانویه 2018 رو به من کرد و گفت : ” من با این رخت خواب عقد اخوت بسته م”. غافل از اینکه … ادامه مطلب