همیشه دوس داشتم که اتوبوس با تمام سرعتی که داره حرکت کنه،طوری که مثل دستگاه های شهربازی،از شدت هیجان جیغ و داد بکشم. اما امروز،از ته دل آرزو میکردم اتوبوسه یواش تر از مورچه ها حرکت کنه.انگار دنبال چیزی توو …
تازگیا خیلی دارم این جمله رو میشنوم که “شرایط عوض شده”.نمیدونم چی توو ماها عوض شده که اینقد تکرار میکنیم که شرایط و موقعیتمون عوض شده.شاید داریم تغییر شخصیتی میدیم شاید هم فقط میخواییم خودمونو گول بزنیم!! نمیدونم ،فقط سعی …
از این به بعد میخوام مثل رنگو به خودم بگم: «هیچکسی نمیتونه از داستان خودش بکشه بیرون!» میخوام نقشمو به بهترین نحو ممکن توو این داستان ایفا کنم.میخوام قهرمان افسانه ای داستانم بشم و همیشه توو کادر باشم.میخوام رنگوی داستان …